حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2634
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اختيار كرد ( تاريخ ارمنستان ، فصل 30 ) . پس از مرگ او ملكش به دو قسمت تقسيم شد : يكى از پسرهايش آنانى نام بقول موسىخورن در ادس سلطنت كرد و برادرزاده او سندروك در ارمنستان بتخت نشست . آنانى در ابتداء مسيحى بود ، ولى بعد بر ضدّ اين مذهب اقدام كرد و پيروان اين دين را كشت . سندروك خواست ادس را از او انتزاع كند و آنانى در حين جنگ از ستونى افتاده مرد . پس از آن اهالى ادس خزانه و اموال آنانى را تسليم كردند ، به اين شرط كه با مذهب مسيحى آنها كارى نداشته باشد . او پذيرفت ، ولى بعد تمام اعضاى ذكور خانواده آنانى را معدوم ساخت . در باب وجه تسميه سندروگ بالاتر ذكرى شد ( صفحه 2602 ) و معلوم نيست ، كه اين گفته موسىخورن تا چهاندازه صحيح است ، ولى چنين به نظر ميآيد ، كه در ميان اشكانيان اشخاصى زياد اين نام داشتهاند و چنان كه گذشت سنتروكنامى شاه اشكانى ايران بود . در اينجا بايد گفت ، كه بين نويسندگان عهد قديم در ذكر وقايع اين زمان و راجع باسامى پادشاهان خسرون و آديابن اختلافاتى ديده مىشود ، مثلا يوسف فلاويوس گويد ، كه پسر آبگار مانو نام داشت و اسم سندروگ را ذكر نميكند ، سپس از عزّت پادشاه آديابن صحبت ميدارد . ممكن است ، كه عزّت لقب سندروگ بوده باشد ، زيرا پادشاهان مشرق پس از اسكندر و سلوكيها القابى اختيار ميكردند و بعضى خودشان را بتقليد از سلوكىها « خداوند » ميخواندند . بنابراين مستبعد نيست ، كه عزّت همچنين عنوانى باشد ، يعنى اين لفظ در اصل ايزد بوده نه عزّت و بعد آن را تصحيف كردهاند . بهرحال تاريخ خسرون و آديابن و ارمنستان روشن نيست . اسامى پادشاهان درهموبرهم است و اسامى منوباذ و آبگار و سندروگ و ايزد يا عزّت باهم مخلوط ميگردد . بنابراين مطابقت دادن اسمى با شخصى به نظر متتبّع منوط است و استنباطات شخصى و حدسيات نويسندگان قرون بعد در تطبيق اسامى دخالت دارد و مؤثر است . مثلا سنكرووا « 1 » يكنظر دارد ، سنمارتن « 2 » نظرى ديگر و
--> ( 1 ) - Saint Croix . ( 2 ) - Saint Martin .